بنام خدا
توليد انيميشن و جايگاه آن در توسعه ي صنعتي ۱
علیرضا فرمانی
قسمت اول
امروزه توليد در دنيا توليد به چند دسته تقسيم مي شود . اولين و قديمي ترين نوع توليد كه به همراه خود اشتغالزايي را به همراه داشت و مشترياني براي آن كالاي توليد شده انتظار توليد آن را مي كشيدند . كشاورزي و دام داري بود . رفته رفته با تقاضاي روز افزون انسان براي تهيه مواد غذايي توليد كشاورزي متحول شد و براي پاسخ دادن به نياز مشتريان كشاورزان و دام پروران مجبور به اين شدند تا در روند توليد خود تجديد نظر كنند اين امر باعث شد تا وسايلي براي سهولت امر توليد اختراع كنند تا توليد را بالا تر ببرند . رفته به جمع ار كان توليد ، توليد ابزار نيز اضافه شد . بنابراین توليد ابزار رفته رفته به يكي از اركان اصلي بدل شد و در كنار توليد كشاورزي خود را قرار داد و سرمایه گذاراني را جهت سرمايه گذاري به خود جذب كرد . از اين پس انسان شاهد پيشرفت هايي در زمينه ي كشاورزي و صنعت شد و آن را مديون نيازهاي اوليه ي انسان است . پس نياز و احساس نياز مادر تمام پيشرفت ها ست . حال چون قدرت رفع اين نياز ها در توان يك دولت و يك مركز نبود دولت ها به اختيار يا به اجبار مجبور شدند تا از سرمايه هاي شخصي افراد استفاده كنند و اين چرخ را به گردش در آورند . و اين خود آغازي بود بر توسعه ي صنعت در جوامع بشري . پس مي توان به اين فرمول رسيد .
توسعه صنعت = نياز بشر+توليد + سرمايه گذاري (دولتي يا خصوصي)
البته اين نياز ها در ابتدا تنها به نيازهاي اوليه اطلاق مي شد . رفته رفته كه انسان رشد پيدا كرد احساس كرد كه در زندگي به چيزهاي ديگري هم نياز دارد . و اين بعدها اين نيازها به عنوان نياز ها ي ثانويه نام گذاري شد . به اين معني كه ابتدا انسان خيالش از بابت زنده ماندن در دنيا راحت شد بعد به دنبال مسائل ديگر رفت .
در ادامه به جايگاه توليد فرهنگي مي پردازيم
يا حق
بنام خدا
علیرضا فرمانی
آسيب شناسي انيميشن در ايران
بخش پنجم
مديريت در توليد انيميشن ايران
مديريت در هر بخش از فعاليت هاي انسان نقش مهم و به سزايي دارد . از زماني كه انسان به نقش و تواني هاي خود پي برد به اين مساله هم فكر كرد كه چگونه مي تواند بهترين بهره را از سرمايه هاي مادي و معنويي خود ببرد.
امروزه روز كسي نمي تواند نقش مديريت را در پيشرفت هنر و صنعت انكار كند . امروز مديريت جايگاهي مهمتر از سرمايه پيدا كرده است . اين مديريت است كه به رشد تفكر و انديشه هاي دنياي معاصر كمك مي كند .
جايگاه مديريت در بخش توليد انيميشن در ايران جايگاهي بس مهم دارد . البته اگر مديريت واقعي در اين عرصه جاري شود . در ابتدا دولتمردان و انديشمندان به طور جدي به مقوله ي انيميشن توجه نمي كردند و آن را يك سرگرمي صرف مي دانستند . اما رفته رفته با ورود توليدات غربي و تاثير گذاري آن بر كودكان به اين فكر افتادند كه كمي ،فقط كمي جدي تر به اين مساله نگاه كنند . رونقي كه امروزه توليد انيميشن در ايران پيدا كرده است حاصل همين نگاه است. چنانچه به طور جدي و استراتژيك و تحت نظارت يك مقام عاليرتبه مديريت نشود نه تنها دردي را دوا نمي كند بلكه زيانهاي غير قابل جبران بسياري به بار مي آورد .
مسئولين محترم بايدبدانند كه با بضاعت فعلي چه انتظاري از انيميشن در ايران دارند . متاسفانه مديران اين بخش بدون اينكه توجه اي به فرهنگ ايراني داشته باشند نگاه به توليدات آن سوي آب دارند . گويي برايشان افتخاري بزرگ است كه چند ثانيه كار توليد كنند كه هم سطح با توليدات ديزني باشد ! به چه قيمت مهم نيست ؟! چندي پيش دوستي از آمريكا آمده بود و ادعاي اين را مي كرد كه مي تواند كاري توليد كند هم عرض توليد ات ديزني . مديران وقت يكي از مراكز توليد انيميشن نيز هزينه ي چندين كار را صرف اين پروژه كردند . عاقبت آن كار به كجا رسيد؟ نمي دانيم . اما مي گفتند :آن چاه اگرآب نداشت ؛ نان داشت!
مديريت براي اين بخش بايد به فرهنگ اين مرز و بوم توجه داشته باشد . به توليد بايد به ديد بومي نگاه كند . توليد انيميشن در ايران با توليد انيميشن در كشور هاي ديگر متفاوت است . ما بايد انيميشن هايي توليد كنيم مطابق با سرمايه و انديشه ي خودمان . ما نه بايد به دنبال اين باشيم كه كاري توليد كنيم كه از لحاظ تكنيكي در مقابل كار هاي استوديو هاي بزرگ آمريكا بيايستد.چراكه نه ارزشي دارد و لازم است تا خود را به رخ كسي بكشيم. كشورهايي چون ژاپن با تمام پيشرفت هاي تكنولوژيك افتخاري براي خود نميداند كه پروژه اي چون پروژه هاي ديزني و يا شركت هاي معتبر آمريكايي توليد كنند . چرا كه به اين باور رسيده است كه مي توان دنيا را تصرف كرد با انيميشن ها ژاپني . يكي از نمونه هاي آن، فيلم سينمايي شهر اشباح است ،كه بيشترين ركورد فروش را در سينماهاي آمريكا داشت .
مدير بخش انيميشن ابتدا بايد بداند كه چه هدفي دارد . بايد بداند كه مشكل اوليه ي انيميشن ايراني جذب مخاطب است نه عرض اندام و زور آزمايي با توليدات فرنگي . بايد بداند كه كار نيكو كردن از پر كردن است . بايد بداند اگر براي تلويزيون توليد مي كند . به دنبال كسب افتخارات ازجشنواره هاي بي نام و نشان نباشد .كار براي تلويزيون دستور زبان خود را دارد . هم بايد نگاهي به فرهنگ داشته باشد و هم به توليد. و هر كاري بايد يك قدم به پيش باشد نه به پس . يعني نبايد كيفيت را فداي كميت كرد . متاسفانه در عرصه ي توليد انيميشن بخاطر نگاه هاي سوداگرانه به انيميشن كيفيت توليدات هرروز بدتر از ديروز مي شود .چرا ؟ يكي از دلايل آن و مهمترين آنها عدم استفاده از نيرو هاي متخصص داخلي و دلسوز است .
اين چه درديست كه به جان مديريت ما افتاده ؛ كه مديران جديد اولين كارشان اين است كه عده اي نيروي تازه كار را با خود وارد اين عرصه مي كنند و بشدت از نيرو هاي حرفه اي و با سابقه دوري مي نمايند. كسي از آنها سوال نمي كند كه براي متخصص شدن اين نيرو ها ميليون ها تومان پول صرف شده است .اين مي شود كه نه كار آن تازه كار با كيفيت از آب در مي آيد و نه آن حرفه اي رغبتي براي ادامه ي كار پيدا مي كند . نتيجه ؟ در جا زدن و از قافله عقب ماندن. و باز كسي از آن مدير سوال نمي كند كه حاصل اين مديريت تو چه بوده است ؟
ما بايد بدانيم هر حركت ما هزينه اي گزاف در بر دارد .ما بايد بدانيم ، اگر اين حركت ها اشتباه باشد چه زيان هاي هنگفتي به بار مي آورد . مدير بخش انيميشن بايد بداند كه ديگر زمان آن گذشته است كه پشت به پول نفت داده و سرمايه ملي را به هدر بدهد . او بايد بداند كه سوال متخصيص را نمي توان بي پاسخ گذاشت . چرا كه انيميشن ايران بايد در مسير درست حركت كند . توقع بيننده ي ايراني بالا رفته است . با نگاه به كارهاي تبليغاتي و مقبوليت آنها بين نسل جوان گوياي اين مدعاست .
آفت ديگر مديريت انيميشن در ايران در حال حاضر دلال پروري است . متاسفانه با وجود اينكه تعداد نيرو هاي متخصص نسبت به سال گذشته و سال پيشتر آن زياد نشده است بلكه كمتر هم شده است . به جاي اينكه در بين متخصصان رقابت باشد اين رقابت در بين دلالان بيشتر به چشم مي خورد . رقابتي براي گرفتن پروژه ي بيشتر و كار كردن در زمان كمتر و به دست آوردن پول بيشتر است . متاسفانه يا خوشبختانه بخاطر هزينه ي بالاي توليد انيميشن و بودجه ي بالاي آن، تهيه كنندگان حرفه اي و غيره حرفه اي را به اين فكر انداخته است كه هرطور شده است پروژه اي براي توليد دست و پا كنند. مديريت توانا مي تواند با مديريت درست اين سرمايه و بودجه ي عظيم را كه در حال حاضر براي تولد و ترويج صنعت انيميشن در ايران اختصاص يافته است را به درستي مديريت كند تا كيفيت كار ها هر روز بهتر شود .
مديريت انديشمند حوزه ي انيميشن بايد بداند كه تهيه كننده بايد با حوزه ي توليد خود آشنايي داشته باشد تا بتواند كارهايي ارزشمند تهيه و توليد نمايد . تهيه كننده اي كه از انيميشن تنها تماشا كردن و لذت بردن از آن را مي داند نمي تواند اين بار سنگين را به دوش بكشد . در نهايت با كسر حق العمل و حق دلالي خود پروژه را به كسي ديگر مي سپارد.
آشنايي مدير با حوزه ي رسانه ي تحت مديريت خود يكي از شاخصه هاي ديگر يك مدير توانا ست . متاسفانه در بخش انيميشن بخاطر نوپا بودن آن اين گونه نبوده است . مديران ما يا به شدت تئوري پرداز بوده اند يا به شدت عمل گرا . سينماي انيميشن مديري مي خواهد كه هردوي اين خصيصه ها را داشته باشدو يا از مشاوراني استفاده كند كه بتواند او را در مسير مديريت توليد و مديريت نيروي انساني كمك نمايد .
در پايان به اين نكته اشاره مي كنم كه اگر پول نفت را نداشتيم شايد وضع مديريت ما نه تنها در بخش انيميشن بلكه در بخش هاي ديگر فرهنگي نيز بهتر مي شد . آن وقت ارزش زمان و پول را بهتر درك مي كرديم . مديران كلان ما بايد بدانند يكي از خصايص مديران رده اي پايين تر؛ بايد مديريت درست نيروي انساني ،زمان و پول باشد .
از دوستان علاقمند به همکاری در نگارش طرح های طنز انیمیشنی دعوت می شود ضمن شرکت در نظر سنجی از طریق ایمیل اعلام نظر و اعلام حضور بفرمایند .
باتشکر
اطلاعیه
از علاقمندان نگارش طنز دعوت می شود تا در کارگاهی که به صورت مجازی در پیوندی به همین نام راه اندازی می کنم شرکت کنند تا به صورت دسته جمعی یک طرح طنز به نگارش در آوریم . لطفا نظر خود را در این خصوص در بخش نظر سنجی اعلام نمایید .
علاقمندان منتظر اطلاعیه ی بعدی باشند .
یاحق
بنام خدا
طنز
بخش اول
طنز کلامی
تعریف:
طنز کلامی به طنز گفته می شود که به صورت شفاهی بین انسان ها اجرا می شود .این نوع طنز در ابتدا بین مردم کوچه و بازار رواج پیدا کرد و کم کم راه به نمایش هاو اجرا های رادیویی و صحنه ای پیدا کرد . این نوع طنز بیشتر بین اقوامی جریان دارد و رشد پیدا کرده است که دارای فرهنگ شفاهی غنی تری هستند و البته مقدار سواد کمتری دارند . چرا که این نوع طنز رفته رفته با رشد سواد و آگاهی به سوی نوع های دیگر ازطنز می رود .
کار برد ها
کاربرد این نوع طنز بیشتر در برنامه های رادیویی و تئاتر های صحنه ای دیده می شود . در سابقه ی نمایشی ما ایرانیان نیز نوعی نمایش وجود دارد به نام نمایش روحوضی یا تخته حوضی. در این نوع نمایش که شخصیت های آن یک مرد سیاه است که در بار گاه یک امیر و حاکم کار حضور دارد . این سیاه که از لحاظ تکلم نیزدچار مشکلاتی است و بعضی از کلمات را درست و صحیح ادا نمی کند و همین مسئله باعث سوءبرداشت اطرافیان می گردد و گره های نمایشی از پس همین گویش نا صحیح سیاه نشات می گیرد و داستانی را به پیش می برد.
نوع دیگر استفاده از این نوع طنز را می توان در ساخت و ترویج انواع جوک و لطیفه دیدکه به بحث ما مربوط نمی شود .
ساختار
در این بخش از علاقه مندان می خواهم تا نظرات خود را در باره ی ساختار انواع جوک ها و یا دیگر انواع طنز های کلامی بیان کنند و هر کس علاقه داشت چند جوک یا موقعیت طنز کلامی را تجزیه و تحلیل کند و برای من بفرستد تا به نام خودش در این جا بیاورم و این بحث را کامل تر کنیم .
باتشکر


